تبليغاتX
انسان "بودن" نیست.."شدن" است...
الهی توفیقم ده که بیش ازطلب همدلی همدلی کنم...
 
گوشها منتظر بانگ جرس‌های من‌اند
كوچه‌ها منتظر بانگ قدم‌های تو اند
تو از این برف فرو آمده دلگیر مشو
تو از این وادی سرمازده نومید مباش
«دی» زمانی دارد
و زمستان اجلش نزدیك است
من صدای نفس باغچه را می‌شنوم
و صدای قدم گل را در یك قدمی
و صدای گذر گرده گل را در بستر باد
و صدای سفر و هجرت دریا را در هودج ابر
و صدای شعف فاخته را در باران
و صدای اثر باران را بر قوس و قزح
و صداهایی
نمناك
و مرموز
و سبز
عجب آواز خوشی در راه است

.
مجتبی کاشانی

|+| نوشته شده توسط آق محسن در سه شنبه 24 آذر1388  |
 بشنوید از پارازیت ها
بشنوید از پارازیت ها

ایلنا گفت: با طولاني شدن مدت زمان ارسال پارازيت‌هاي ماهوا‌ره‌اي وعدم پيگيري نمايندگان مجلس در اين زمينه و عدم ارائه گزارش وزيران ارتباطات، اطلاعات و بهداشت با وجود وعده قبلي، مسئولين بايد گوش به زنگ نخستين بازخوردهاي اين پارازيت‌ها‌ باشند. بازخوردهايي كه خود را به صورت بيماري در شهروندان نشان مي‌دهد.

گفتم: فرمایش شما بیش از حد متین!

ایلنا گفت: در ارسال پارازيت‌هاي ماهواره‌اي يك بعد قضيه كه همان سلامت مردم است، ناديده گرفته شده است مردمي كه شايد بخشي ازآنها اصلا رنگ ماهواره و شبكه‌هاي سياسي را هم نديده‌اند.

گفتم: آره راست میگه، ما هم نداریم، نه تنها رنگش، حتی بویش هم استشمام نکردیم!

ایلنا با ناراحتی گفت: این موضوع تا حدی نگران کننده بوده که برخي از نمایندگان مجلس با احضار وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات به کمیسیون بهداشت به اين امر واكنش نشان دادند ولي پاسخ تقي‌پور در برابر پرسش‌هاي آنان بي‌خبري از اين اختلالات بوده است.

گفتم: راست میگه، راست میگه، بی خبره! اصلا ربطی به ایشون نداره!

ایلنا گفت: نه آقاااا، چطور بی خبره؟ درحالی که تنها نهاد متولی مدیریت، نظارت و هماهنگ کننده فضای فرکانسی کشور، سازمان تنطیم مقررات و ارتباطات رادیویی است و ارسال هر نوع فرکانس با هر میزان شدت، ارتفاع و مدت زمان باید زیرنظر و با هماهنگی آنها باشد.

آمدم  بگویم که من گفتم که همو گفت: تازه وزير ارتباطات كه بي خبر بود هیچی، و وزير اطلاعات و معاون سلامت وزارت بهداشت هم گزارش كاملي نداشتند.

گفتنم: گزارش کاملی نداشتن، یعنی اینکه خبری داشتن؟!!!

ایلنا گفت: ا... اعلم! به‌هر حال با ادامه ارسال پارازیت‌ها، نمایندگان مجلس به عنوان وکلاي مردم برای استیفای حقوقشان وارد عمل شدند.

گفتم: ایول بابا به مرام نماینده ها(وکلای ملت)!

انوشیروان محسنی بندپی( نایب رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی) گفت: گزارش‌ها و تحقیقات متعدد حکایت از خطرناک بودن امواج پارازیتی برای سلامت جسمی و روانی انسان دارد، و سپس ادامه داد: تحقیقات همچنین نشان داده که امواج پارازیت تأثیرات مخربی بر اعصاب و روان انسان نیز بر جای می‌گذارند.

گفتم: ما هم شنیدیم، زیاااد!

نصرالله ترابی ( نماينده مجلس شوراي اسلامي) خواستار سوال از رئيس جمهور كشور شده و گفت: پارازیت در مرحله اول جزء وظایف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است اما اگر وزیر می‌گوید من خبر ندارم، باید رده بالاتر پاسخ دهد.

اين پيشنهاد در حالي مطرح مي‌شود كه هنوز هيچ جوابي از سوي دولت به اين خواسته داده نشده و مجلس هم بعد از گذشت بیش از يك ‌ماه گويي جريان را فراموش كرده و به مسائل ديگر به جز سلامتي مردمي كه نماينده آن هستند پرداخته است و در اين بين زيان ديده‌گان اصلي مردم هستند.

گفتم: زیانی که در راه وطن و امنیت اجتماعی بینی، از عسل شیرین تر است!

پایگاه اطلاع رسانی دیگری گفت: در پی اختلالات شدید در شبکه های ماهواره طی هفته های گذشته اخبار ضد و نقیضی در این باره منتشر شده است، برخی رسانه ها مدعی اند این پارازیت ها بوسیله دستگا های روسی و از برج میلاد می آیند. در این میان مسئولین دولتی همچنان از پاسخگویی طفره می روند.

گفتم: یعنی از همون اول هم هدف از ساخت milad tower  همین بوده؟!

گفت: I do not know!

علی مطهری (نماینده شبستر و رییس کمیته مخابرات مجلس)گفت: ما انکار نمی کنیم که پارازیت ها وجود دارند اما برای تایید میزان آن نیاز به دستگاه های پیشرفته و اندازی گیری هستیم. از نظر قانونی سازمان تنظیم و مقررات در وزارت ارتباطات مسئول بررسی این موضوع است و آنها باید در این مورد پاسخ لازم را بدهند.

گفتم: پاسخ غیرلازم را هم دریغ می کنند چه رسد به لازم!

گفت: دفاع از اسراییل غاصب می کنی؟! ها!

به جان عزیزم لبانم به هم دوخته شد!

 در این بین خبرنگار جسوری از آقای قنبری پرسید متاسفانه مشاهده می شود که برخی از نمایندگان مجلس به این موضوع نیز با عینکی سیاسی می نگرند و به پیگیری کارشناسانه آن نمی پردازند. به نظر شما آیا این مقوله موضوعی هست که بتوان با آن سیاسی برخورد کرد؟

 که در پاسخ شنید: به باور من به هر حال نمی توان این موضوع را سیاسی کرد زیرا دیدگاه کارشناسان در رابطه با تاثیر منفی امواج به سلامت شهروندان مشخص است و با توجه به اینکه پارازیت هایی که هم اکنون مورد مطالعه قرار گرفته اند از نوع امواج هستند و انتشار این امواج نیز بر سلامت انسان ها تاثیر منفی می گذارد، من امیدوارم که نمایندگان این موضوع را سیاسی نکنند و تاثیر آن بر سلامت شهروندان را با همان معیارهایی که اساساً وجود دارد بررسی کنند؛ ببینید، در بحث سلامت که ما اصولگرا و اصلاح طلب نداریم و در این قضیه نباید دو نوع تفکر مطرح باشد؛ همانطوری که با انکار یک عده نمی توان مساله ای را نادیده گرفت، با تایید عده ای دیگر نیز نمی توان موضوعی را رد کرد زیرا مسایلی از این دست به تایید یک جامعه علمی رسیده و نمی توان به آسانی از کنار آن گذشت. به باور من در این مورد ملاک داوری نه سیاستمداران که کارشناسان پزشکی هستند و آنها هستند که باید به تبعات این موضوع رسیدگی کنند.

 عرض کردم: حق می گویید!

نگاهی خشن انداخت و چیزی نگفت.

ادامه داد: جنس این امواج از جنس امواج ماهواره ای است و اگر این دسته از امواج دارای مضراتی باشد امواج ماهواره ای نیز دارای مضراتی است از طرفی مضرات این دسته از امواج اگر کمتر از امواج جاسوسی نباشد بیشتر هم نیست.

گفتم: بالفرض که درست!

باز از همان نگاه ها انداخت!

دوباره لب گشود و گفت: مستندات علمی در خصوص مضرات میدان مغناطیستی بر بدن انسان وجود ندارد.

این بار من با نگاهی خشن که حاکی از تعجب فراووون بود نگاهش انداختم!

گویی که نگاهم را درک کرد و گفت: البته در خصوص قرار گرفتن انسان در میدان های مغناطیستی قوی که بیماری خونی ایجاد کرده و گاه سبب سقط جنین شده است، مستنداتی در سال‌های اخیر موجود بوده است.

لبخندی بر لبانم نشست!

سپس ادامه داد: در دنیای امروز که با پیشرفت تکنولوژی همراه است انسان با این امواج به صورت مستقیم و غیر مستقیم مثل تلفن همراه که دارای امواج خاص خود است مواجه می شود. قاضی زاده با بیان اینکه امواج ماهواره های جاسوسی از خطرناک ترین و مضرترین امواج هستند، اظهار داشت: این گونه امواج به حدی قوی و با توان بالا عمل کرده که تا عمق پنج متری بتون نیز نفوذ می کند.

این جمله آخری را با چنان حالتی گفت که گمان کردم قصد دارد اطلاعاتش را به رُخمان بکشد!

گفتم: آخر سوال ما پیرامون پارازیت ها بود، ولی شما مدام از امواج ماهواره های جاسوسی سخن می رانید!

او نگاهی باز هم خشن به من انداخت و گفت: پسرم می خواهم بگویم که آنها(منظورشان پارازیت ها بود) خطری ندارند.

با تعجب پرسیدم: یعنی هیچ خطری؟

که او باز هم تکرارا کرد: هر تکنولوژی مضراتی دارد مثل اتومبیل و آیا می شود برخی از تکنولوژیها هیچ گونه تهدید زیست محیطی ایجاد نکند و آیا در دنیای کنونی می توان بدون برخی از تکنولوژیها زندگی کرد؟

پرسیدم: شما نماینده مردم، و به قولی وکیل مدافع و حافظ سلامت ملت هستید؟!

گفت: بلی!

گفتم: آهان! حال متوجه شدم.

از شما چه پنهان با چنان استقامتی گفت: بلی!  که شک به دل ندادم و هر آن انتظار می رفت تا به پایش بیافتم و از شدت خوشحالی و قدردانی دستانش را ببوسایم!

با این وصف شعری به ذهنم آمد و زمزمه کنان گفتم:

 میم بروجردیا! به لطف بگو آن غزال رعنا را،

                             تو می روی برو، مبر حامی سلامت ملت ما را!

 

م-بروجردی

 

 

|+| نوشته شده توسط آق محسن در سه شنبه 26 آبان1388  |
 

این ها خیال میکنند خداوند هم فلان حاکم و خلیفه و قیصر و کسری است که هر

 کس چاپلوسی کند و از یک کنار ، بی آن که بیندیشد و بسنجد و بشناسد حرف های

 تکراری و کلی و بی ثمر را واگو کند خوشش میاد . اصلا خدا از آدم های قالبی

 رام خشکه مقدس یک بعدی بدش می آید ، اگر نه چرا فرشته های مطیع و پاکش را

 که همگی از آغاز خلقت شان «یا در حال رکوع اند و یا در حال سجود ...» به پای

 آدم عصیانگر خطاکار خونریز می افکند؟علی چرا چهار هزار خر مقدس حافظ

 قرآن و شب زنده دار صائم الدهر قائم الیل را در نهروان به زیر شمشیر مردانه اش

 می گیرد؟ 

 « دکتر شریعتی -- هبوط »

 

من به محبت او ، به بخشایش عظیم او امیدوار بودم اما می‏ترسیدم که این خیرخواهان و نصیحت گران حرفه ای پیش افتند و سر پند و اندرزهای مشفقانه شان

 را باز کنند و باز آن جمله های قالبی یکنواخت تکراری شان رابه نام دلسوزی و

 مصلحت اندیشی که جز به درد «موضوع انشاء» نمی‏خورد بر من املاء کنند و

 ظاهرا به عنوان خیر و صلاح من و باطنا برای اشباع حس خودخواهی و تشفی

 غریزه ی زعامت و رهبری و خودنمایی ، دست به هدایت من بزنند .

« دکتر شریعتی -- هبوط »

 

|+| نوشته شده توسط آق محسن در یکشنبه 19 مهر1388  |
 شیرین مثل زهر مار...
 

شیرین مثل زهر مار...

پرونده عبدالرضا شیخ الاسلامی روی میز نماینده ها آمد. صلاح دیده شد مسوول دفتر احمدی نژاد وزارت کاریابی جوانان را در دست بگیرد. اما وقتی نماینده ها داشتند «وعده نامه» وزیر پیشنهادی را مطالعه می کردند به یک کشف بزرگ رسیدند. در برنامه شیخ الاسلامی آماری آمده بود که می گفت میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی در مورد آمار بیکاری درست می گفتند و این محمود احمدی نژاد بوده که نمودارهای بیکاری را جلوی رسانه ملی برخلاف واقعیت نشان می داده؛ عبدالرضا شیخ الاسلامی حواسش نبود و در برنامه کاری اش آماری از بیکاری آورد که شبیه آمارهایی بود که رقبای احمدی نژاد در زمان مناظره ها ارائه داده بودند. احمدی نژاد می گفت بیکاری را در این چهار سال خیلی کاهش داده اما وزیر پیشنهادی کارش که از قضا پیش از این مسوول دفترش بوده و انتظار نمی رفت چنین کند، تمام صحبت های رئیس کابینه اش را زیر سوال برد؛ شاید او فکر می کرد نماینده ها زیر برنامه هایش نمی شوند و نمی بینند این «اعتراف بزرگ» را؛ اما ترابی نماینده شهرکرد احمدی نژاد و شیخ الاسلام را گرفتار کرد؛ آقای مسوول دفتر سابق رئیس جمهور؛ لطفاً صفحه 15 برنامه خود را بیاورید. شما گفته اید در طول چهار سال دولت احمدی نژاد نرخ 321 هزار و ¹²µ شغل از دست داده ایم و آمار شاغلین کاهش یافته است. دوربین ها روی چهره شیخ الاسلامی رفتند؛ او سر به زیر انداخته بود و گویا می دانست چه اشتباهی کرده و دیگر لازم هم ندید جزوه اش را باز کند. ترابی کشف جدیدش را این طور ادامه داد که وزیر احمدی نژاد خبر داده آمار جمعیت شاغل در سال 84 برابر 20میلیون و 614هزار و 698 نفر بوده و پس از چهار سال در سال 87 به 20میلیون و ²¸² هزار و 745 نفر رسیده؛ یعنی نزدیک به 322 هزار شغل از بین رفته است نماینده ها سریع خاطره هایشان یادشان آمد؛ شب مناظره کروبی ـ احمدی نژاد؛ «نرخ بیکاری در بهار 84 نرخ بالا بود، از ابتدای84 نرخ بیکاری رو به کاهش است به طور مستمر...» البته شیخ الاسلامی خواسته جبران کند و قول داده اگر نماینده ها او را وزیر کار کنند جبران مافات خواهد کرد و 914 هزار شغل جدید به وجود می آورد؛ اما مجلس شگفت زده از این مچ گیری های اقتصادی بود. نماینده شهرکرد می پرسید به قول احمدی نژاد اگر رکود جهانی اقتصاد است چطور می تواند ¹±´ هزار شغل جدید ایجاد کنند؟ کشف دوم؛ نسبت بیکاری جوانان به بیکاری کل کشور بود؛ باز هم نکته سنجی نماینده شهرکرد در پیدا کردن یک سوء تفاهم دیگر وزیر جدید و رئیس کابینه، باز هم برخی از نماینده ها و مردمی که ا ین آمار را می شنیدند یادشان آمد آن وقت اضافه یی که در آستانه انتخابات به احمدی نژاد دادند تا بیاید و جدول هایش را بیاورد؛ او آنجا گفته بود این نسبت هم کم شده و اصلاً با دولت خاتمی قابل مقایسه نیست، اما دسته گل شیخ الاسلامی؛ «نسبت بیکاری جوانان به بیکاری کل در این چهار سال از 02/² به 21/² افزایش یافته است...» به قول ترابی تازه اگر µ/³ میلیون نفر دانشجوی موجود به رقم یک میلیون و

±±± هزار نفر جوانان بیکار طبق جدول صفحه 15 اضافه شود ببینید چه آینده بحرانی برای اشتغال جوانان رقم می زن

تا به این ترتیب موضوع مخالفت با وزیر پیشنهادی کار تبدیل شود به رو شدن آمارهایی که احمدی نژاد می داد و هر قدر بانک مرکزی و کارشناسان می گفتند واقعی نیست، از دولت اصرار بود از شهروندان بیکار، انکار؛ مجلس تصور کرد با این برگ برنده شاید شیخ الاسلامی پشیمان شود از جوابی که به موسی الرضا ثروتی نماینده بجنورد داده بود؛ این نماینده می گوید از آقای شیخ الاسلامی در فراکسیون کارگری پرسیدم چرا این پیشنهاد را قبول کردید؟ شما که می دانید تجربه و تحصیلاتی در این زمینه ندارید و او این طور پاسخ می دهد؛ «من هم تمایل نداشتم؛ اما این کار شد و حالا سعی می کنم بتوانم موفق باشم.» اما همین ابتدای کار خطایی کرد که احمدی نژاد اگر نخواهد از آن چشم بپوشد باید به فکر جوابی باشد؛ شیخ الاسلامی مهندسی و دکترای عمران دارد. عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت، رئیس دفتر دانشگاه، رئیس دفتر شهردار احمدی نژاد، استاندار و بازرس ویژه احمدی نژاد؛ با این سابقه های نامرتبط برای وزارت کار پیشنهاد شده؛ شاید به همین دلیل است که ناشیانه آماری داده که با آمارهای «یک» دولت اینقدر متفاوت است؛ البته مخالفان سوال هایی هم پرسیدند که وی هم به رسم سایر وزرای پیشنهادی گویا صلاح ندید در مقام پاسخ نماینده ها بر آید؛ چرا که سوال ها از ضعف های چهارساله دولت احمدی نژاد بود و وزیر جدید چه جایگاهی برای پاسخ به نکرده های چهارساله یک دولت؛ «آیا می دانید چه تعداد از کارگران در این سال ها به دلیل تعطیل شدن یا واگذاری بخش های مختلف به امان خدا سپرده شده اند؟ آیا سرانجام کارگرانی که به دنبال معوقات خود بین اداره کار، استانداری و اجرای احکام سردرگمند و شب دست خالی به خانه باز می گردند، می دانید چه می شود؟ آیا می دانید چند کارگر به دلیل پرداخت نشدن حق بیمه کسر سابقه دارند؟ آیا منظور شما از کارگران تنها کارگران بخش صنعت است؟ به نظر شما خیل عظیم کشاورزان و کارگران بخش صنعت و خدمات چه می شود؟ آیا برای صنعت و زحمتکشان عرصه تولید در شهرهای مختلف کشور از جمله شهر هفت چنار که از شهرهای استان چهارمحال و بختیاری است و سال ها چرخ تولید و صنعت را به گردش درآورده اند و عسلویه ها ساخته اند و اکنون دربه در تعطیلی عسلویه به دنبال کار و لقمه نانی هستند فکری می شود؟ آیا برای کارگرانی که کمتر از بیمه پرداخت کرده اند و بدون تقسیم بیکار می شوند و به آنها می گویند چون یک سال بیمه پرداخت نکرده اید مشمول بیمه بیکاری نمی شوید، فکری کرده اید؟» موسی الرضا ثروتی نماینده بجنورد هم به این وزیر پیشنهادی که ناخواسته سخت گرفتار روز پرتنشی شده بود، شوک جدیدی وارد کرد و پرسید این چه رسمی است که در این مملکت اگر یک فرد در یک هفته یک ساعت هم کار کند، شاغل محسوب می شود؛ «اگر هر نفر در هفته یک ساعت هم کار داشته باشد شاغل محسوب می شود، آیا این شاغل بودن است؟ در آمار سرشماری سال 85 دیدیم می رفتند در خانه ها و دق الباب می کردند و می پرسیدند شما در هفته یک ساعت کار می کنید. آن فرد روستایی هم می گفت من هفته یی 100 ساعت کار می کنم. اما برای سرشماری باید به شهرها بیایید و ببینید که مردم هفته یی 44 ساعت کار می کنند؛ اما نمی توانند زندگی شان را تامین کنند، چرا؟ دلیل آن تنها این است که در چنین نرم افزاری که در غرب مورد استفاده قرار می گیرد یک ساعت ارزش افزوده کار برابر یک سال کار دامدار ما است. یک ساعت ارزش افزوده آنها با یک سال کار ما برابری می کند، اینها نکاتی است که باید به آن توجه کرد و دولت نهم توجه نکرد.» شیخ الاسلامی هم وقتی نوبت سخنرانی اش رسید دیگر اشتباهش را تکرار نکرد و از برنامه اش تنها جاهایی را خواند که آمار نداشت تا حداقل پشت تریبون مجلس اظهارات رئیس دولت نهم در کاهش بیکاری دولت عدالت محور نسبت به دولت خاتمی را تکرار نکند.د.

منبع: روزنامه اعتماد، گروه سیاسی، صبا آذرپیک

|+| نوشته شده توسط آق محسن در پنجشنبه 26 شهریور1388  |
 

مگذار برای پناه یافتن از خطرها دعا کنم ،
بلکه بی هراس با آن ها رو در رو شوم ...

مگذار برای تسکین دردم التماس کنم ،
بلکه قلبی برای فاتح شدن بر آن بخواهم ...

مگذار با هراس و اضطراب برای نجاتم تمنا کنم ،
بلکه برای شکیبایی در رسیدن به آزادی امیدوار باشم ...

آرزوی مرا برآورده ساز که زبون نباشم ،
تنها احساس رحمت تو برایم
پیروزی است ...

|+| نوشته شده توسط آق محسن در پنجشنبه 26 شهریور1388  |
  اعجاز عددي قرآن و امامان(ع)

·                                 اعجاز عددي قرآن و امامان(ع)

بعد از توضيحي که دربارة اعجاز عددي و اهميت آن داده شده در اينجا لازم است مقايسه‌اي ميان اعجاز عددي قرآن کريم و اهل بيت(ع) انجام داده و کيفيت بروز اعجاز عددي در اهل بيت(ع) را يادآوري کنيم. از جمله اين موارد اعجاز عبارتند از:

1. اگر حروف مقطّعه قرآن کريم را که در آغاز برخي از سور آن مانند «الم، کهيعص، الر،...» آمده است، جمع و حروف تکراري را حذف کنيم، جمله‌اي کامل و معني‌دار به دست مي‌آيد که عبارت است از : «صراط عليٍّ حقٌّ نمسکه؛ راه اميرالمؤمنين ـ علي(ع) طريق حق است که ما به آن تمسک مي‌جوييم».
يا: «عليٌ صراط حقٍّ نمسکه؛ علي(ع) راه حق است که به آن تمسک مي‌جوييم».

2. کلمة «کساء» و مشتقّات آن 5 بار [در قرآن کريم] آمده است، به تعداد اصحاب کسا که عبارتند از: حضرات «محمد(ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع)». براي آگاهي بيشتر در اين باره به حديث شريف کسا رجوع کنيد.5

3. کلمات «امام»، «خليفه»، «وصية»، «عصمت»، «آل» و مشتقات آنها 12 بار به تعداد امامان دوازده‌گانه اهل‌بيت(ع) به کار رفته است.

4. کلمه «شيعه» و مشتقات آن 12 بار، نشان دهندة حقانيت مذهب تشيع در پيروي از امام «علي‌بن ابي‌طالب»(ع)  که تعداد حروف اسم شريفش 12 است، مي‌باشد. همچنين است القاب آن بزرگوار مانند: «اميرالمؤمنين»، «العرو\الوثقي»، «الصّديق الأکبر» و «يتلوه شاهد منه» که هر يک از آنها از 12 حرف ترکيب يافته است. و اين عدد 12 بر کلمة توحيد: «لااله‌الا‌الله»، کلمة نبوت: «محمّدٌ رسول‌الله» و کلمة ولايت «علي خليفة محمد» منطبق است.
پس مانند آنچه که دربارة قرآن کريم ديديم، اعجاز عددي در مورد عترت پاک رسول خدا(ص) نيز بارز است. اگر در اسامي اصحاب کساء ـ يعني حضرات محمد(ص)، علي(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسين(ع) ـ دقت کنيم درمي‌يابيم که از 19 حرف ترکيب يافته است که مطابق تعداد حروف آية بسمله «بسم‌الله الرحمن الرحيم» ـ خلاصه قرآن کريم ـ مي‌باشد.

از امام علي(ع) نقل شده است که فرمودند:
«همة علوم در کتاب‌هاي آسماني چهارگانه مندرج و علوم آنها در قرآن است. علوم قرآن در فاتحه الکتاب، علوم فاتحه در «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم» و علوم بسمله در باي بسم‌الله است و من نقطة زير باء هستم».6

به عبارت ديگر همچنان‌که علوم در قرآن کريم و در بسمله جمع شده، در امام علي(ع) نيز گرد آمده است.
ابن مسعود مي‌گويد:
همانا قرآن بر هفت حرف نازل شده، که هر حرفي از آن داراي ظاهر و باطني است و حقاً، ظاهر و باطن آن نزد علي‌بن ابي‌طالب مي‌باشد.

و اين تطابق موجود بين حروف بسمله و عترت پيامبر(ص) بر وجود تعادل و تساوي در تمسک به آن دو دلالت مي‌کند. پس همچنان‌که فرد مؤمن به وسيلة بسمله خود را از شرّ اجنّه و شياطين و هر چيز ناپسندي محافظت مي‌نمايد، به همين ترتيب خود را به واسطة تمسک به اسامي مبارک اصحاب کسا مصونيت مي‌بخشد.

اين مطلب را روايات ما تأييد و بيان مي‌کند که خداي تعالي به هر پيامبري نام‌هاي معصومين پنج‌گانه را آموخت تا در دشواري‌ها و خطرات به ايشان متوسل شوند؛ مانند: نوح نبي(ع) که درون کشتي لوحي قرار داد. که بر روي آن کف دستي با پنج انگشت آن کشيده شده و بر هر انگشت نام‌هاي اصحاب کسا(ع) يعني: محمّد، ايليا، فاطمه، شبّر و شبير ـ نقش بسته و در وسط دست اين جمله نوشته بود:

«اي خدا و اي ياور من؛ به واسطة لطف و رحمت خويش و به [حقّ] اين نفوس مقدس دستم را بگير. اينان همگي بزرگان و گرامياني هستند که تو به خاطر ايشان عالم را آفريده‌اي. خداوندا، به برکت اسامي اينان مرا ياري نما، و تو يکتاي توانا بر هدايت من به سوي حق و حقيقتي».

و در بيان اهميت عدد 19 آنکه بعضي از امامان(ع) در امور خود آن را به کار مي‌گرفته‌اند. از امام علي(ع) روايت شده که آن حضرت(ع) درجنگ‌ها به همراه خود نقشی را حمل مي‌کردند که در محيط دايرة آن حروف بسمله در 19 خانه و به ازاي هر خانه نامي از نام‌هاي نيکوي خداوند قرار داده شده بود که با آن حروف آغاز مي‌شد. و آن حضرت اين را در خط مقدم سپاه حمل مي‌نمودند و به وسيلة آن به خداوند توسل مي‌جستند تا بر دشمنان غلبه يابند.

همچنين روايت شده، آن هنگام که عطش بر امام حسين(ع) و اصحابش غلبه يافت، آن حضرت(ع)، نيزه‌اي برگرفت و پشت خيمه‌ها 19 خط به سمت قبله کشيد و آن را حفر نمود، در اثر آن چشمه آبي جوشيد که از آن نوشيدند و سپس از بين رفت و اثري از آن باقي نماند. در اينجا مي‌پرسيم؛ چرا آن حضرت(ع) فقط 19 خط کشيدند و نکتة قابل توجه آنکه تعداد این خط‌ها براي مورخ داراي اهميت بوده که آن را نقل کرده است.

6. در روايتي آمده است که امام کاظم(ع) به راهبي فرمودند: «خداوند، چند اسم دارد که اگر به وسيلة آنها خوانده شود، ردّ نمي‌شود؟»
آن راهب عرضه داشت: اسامي خدا زياد است امّا آنچه که به طور حتم سائلش را ردّ نمي‌کند، هفت تاست.
امام کاظم(ع) فرمودند: «هر تعداد از آنها را که می‌دانی برايم بازگو».
راهب پاسخ داد: به خدا سوگند، هيچ يک از آنها را نمي‌دانم...

محدث قمي مي‌گويد:
«مقصود از اسماء هفت‌گانه، همة معصومين(ع) هستند. زيرا نام‌هاي گرامي ايشان از آن فراتر نيست و آن عبارت است از: «محمد، علي، فاطمه، حسن، حسين، جعفر و موسي» عليهم‌السلام. و بنابراين تأويل «السبع‌المثاني» در اين آية شريفه مشخص مي‌شود:
«و لقد آتينٰک سبعاً من المثاني و القرآن العظيم؛7 و به راستي به تو [پيامبر] سبع‌المثاني و قرآن بزرگ را عطا کرديم».

عدد هفت داراي اسرار عظيمي است که در آسمان‌ها و زمين‌هاي هفت‌گانه، تعداد روزهاي هفته، تعداد طواف دور کعبه و تعداد نام‌هاي امامان(ع) ظهور يافته است»8. 9

 

6. مصابيح الأنوار، ج 1، ص 435.
7. سورة حجر (15)، آية 87.
8. منتهي‌الآمال، ج 2، ص 307.
9. براي آگاهي بيشتر در اين موضوع به کتاب «الکشوف في الإعجاز القرآني و علم الحروف»، اثر شيخ رضوان فقيه رجوع کنيد.

 

|+| نوشته شده توسط آق محسن در سه شنبه 18 فروردین1388  |
 سلامی به نوروز- نوشته علی خضریان

 

علي خضريان-

 من دلم را محض تعارف تقويم ها «نو» نمي كنم؛ من از خودت عيدي اجابت مي خواهم. امسال با «تور» تنهايي، هزار بار در خودم سفر خواهم كرد: به شهر توبه... به آبادي الهي العفو... به دهكده دعا، كوچ مي كنم!

كلمات خيس و باران خورده ام را در دست مي گيرم؛ امسال هم با همين واژه هاي بي مقدار برايت سلامتي «سبز» مي كنم.... و تو امسال هم نيامدي كه خستگي را از لباس روزها بتكاني و به گريه ندبه هاي ما سلام كني.
بهار در راه است ولي كسي براي نو شدن دل ها پادرمياني نمي كند. راستي كجا مي شود «يك دست» دعاي اجابت شده خريد؟ در كدام خيابان «حول حالنا» مي فروشند؟ ببينيم!... اصلا كسي سكه بي تقلب «يامقلب القلوب» در جيب وجدان دارد؟!

كمي دورتر مي ايستم، در هياهوي شتاب رهگذران كسي كه آن كودك گمشده عاطفه را جدي نمي گيرد و كسي نمي داند همه آرزوهاي شهيد در شيشه عمر من كه نسل سوم ام ته نشين شده و غربت بزك شده اين شهر از جنس آن كهكشان هاي راه شيري نيست كه بهارشان شكوفه هاي توحيد بود و عيدشان خرسندي خدا...

ديروز پدري براي هزارمين بار شرم خود را گريه كرد؛ مردي پشت چراغ قرمز قلب هاي يخ زده، «سلطان قلب ها» را با آكاردئون خسته اش نواخت؛ همسايه اي براي در آكاردئوني آپارتمانش، يك قفل تازه خريد؛ كارمندي از رژه غصه ها و قسط ها سكته كرد؛ زني با ابر اشك هايش، شيشه خانه مردم را پاك كرد و تلويزيون گزارش اداره هواشناسي را برايمان خواند كه:

مدت هاست، يك جبهه هواي نفس، بالاي سرمان، خيمه زده! ... ولي در كوچه پيامبران(ص) تا دلت بخواهد، هوا بهاري است: ايوب «سنبل صبر» مي آورد .... عيسي «سيب صلح!»

نوح «سالنامه عمرش» را سر سفره گذاشته... موسي «سيناي سينه اش» را تحفه آورده... ابراهيم «سنگي از كعبه» به امانت گرفته... داود «ستاره مظلومش» را از چنگ صهيونيست ها به درآورده و محمد(ص) «سلام» كه مي كند، موج معطر محبتش، دل ها را به آسمان مي برد.

...و پيامبران همه «هفت سين سلامشان» را به تو تقديم مي كنند. ايمان شكسته بسته ما هرچه كه باشد هنوز هم به عصاي اشك انتظار تو روي پا ايستاده... چه دانه لبخندي به كبوتر دل ما داده اي كه «جلد» بام جمعه هاي تو شده ايم؟!

گل هميشه بهار!

من دلم را محض تعارف تقويم ها «نو» نمي كنم؛ من از خودت عيدي اجابت مي خواهم. امسال با «تور» تنهايي، هزار بار در خودم سفر خواهم كرد: به شهر توبه... به آبادي الهي العفو... به دهكده دعا، كوچ مي كنم!

نسل سوم بغض هايش را به دست بادي مي سپارد تا در انتشار فرياد هيچ آرزويي پير نشود، نسل سوم انتظار را مثل پيك شب عيد خط به خط مي نويسد،... نسل سوم همراه تير دعا مي دود و كوچه آرزوهايش جملگي به خيابان خاطرخواهي ختم مي شود...

پس اي نوروز خدا!

آرزوهاي مرا در پوشه «آمين» خودت به عرض پروردگار برسان: خدا كند سال جديد غذاي شيطان، نماز قضاي ما نباشد! خدا كند جيب زندگي ما پر از نقل اخلاص شود. خدا كند قافله هاي غفلت، ما را گمراه نكنند.

خدا كند خانه رضايت چهارده معصوم را گم نكنيم.

خدا كند اين بهار، نوروز «ديدار يار» باشد...

آمين يا رب العالمين

|+| نوشته شده توسط آق محسن در دوشنبه 26 اسفند1387  |
 www.shekastnews.blogfa.com
www.shekastnews.blogfa.com

|+| نوشته شده توسط آق محسن در پنجشنبه 14 آذر1387  |
 


                            بسیاری از مردم فکر می‌کنند در حال فکر کردن هستند
                              در حالی که مشغول بازآرایی و تنظیم پیشداوری‌ها و
                              تعصباتشان هستند.

|+| نوشته شده توسط آق محسن در یکشنبه 10 آذر1387  |
 مطهری می گوید...
شهید مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :

چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...

اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم

 دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان

است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است .

تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است

اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند ، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود

و این نشانه یک جامعه مرده است
 

ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :

متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی‏خبرتر .

|+| نوشته شده توسط آق محسن در دوشنبه 20 آبان1387  |
 
 
بالا